تبلیغات
*´¨`*•♥• TS-SOSO&ATENA-STORIES •♥•*´¨`* - secret murder s2:ep:02

*´¨`*•♥• TS-SOSO&ATENA-STORIES •♥•*´¨`*

★•♥• .!!گر خداوند ارزویی را در دلت نهاد بدان توانایی رسیدن به ان را در تو دیده است!!★•♥• .


قتل مشکوک
*فقط یک گلوله*تا مرگ
بپرین ادامه که آقای سانگ عصبانی میشه از پرحرفی هیون
خخخخخ ^^
بچه ها برام دعا کنین ار 16 هم امتحانام شروع میشه
سعی میکنم زود تر بیام پست بذارم
اگه دیر اومدم منو ببخشین آجیا


و در حالی که با دستش سرشو می مالوند گفت:جونگمیننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن!

جونگمین با خنده:هههههههه چه قدر باهال افتادی کاش دوربینی چیزی  دستم بود

ازت فیلم میگرفتم.

هیون:ساکت شوووووو جونگمین نا سلامتی تو از من دستور میگیری!

جونگمین دستشو روی دهنش گذاشت تا نخنده

هیون به سختی بلند شد و روی صندلی نشست

و پاهاشو روی میز انداخت و گفت:

چی میخوای بگی؟زود باش بگو و برو

دارم اهنگ گوش میدم.

جونگمین :انقدر حرف زدی یادم رفت

هیون:پس برو هر وقت یادت اومد بگو!

جونگمین قبل اینکه چیزی بگه صدای تق تق در اومد و

هیون گفت:بفرمایید تو!

و آروم به جونگمین گفت:یاد بگیر جونگمین این طوری در میزنن!

و بعد از جاش بلند شد و رو به کسی که اومده بود گفت:سلام خوش امدید!آقای
Song Seung Heon" سئو سانگ" منتظرتون بودم ....))



هیونگ از ماشین پیاده شد و منتظر یونگ سنگ و کیو شد

وقتی اونها هم پیاده شدن با هم به طرف اداره ی پلیس رفتن


سئو لبخندی زد و روی صندلی نشست

جونگمین هم به تکون دادن سرش اکتفا کرد

و هیون گفت:بگم براتون چای بیارن یا قهوه؟
سئو سانگ:ممنون چیزی میل ندارم.اومم فقط آقای کیم هیونگ جون کی میان؟

هیون با تعجب گفت:شما اونو از کجا میشناسید؟


سئو سانگ یکی از ابروهاشو بالا انداخت و گفت :آه خب من  همیشه باید  قبل کار همکارامو بشناسم دیگه ...

هیون:اهان خوب ...ایشون الان میاین با دوستاشون ...

سئو لبخند مصنوعی زد و هیون مشغول توضیح درباره ی پرونده ی جدیدشون شد
تند تند و بدون اینکه هیچ فرصی به سانگ بده حرف زد

سئو سانگ زیر لب چیزی نثار هیون کرد
دلش میخواست گلوی هیونو بگیره و بچسبونتش به دیوار.!و بگه ساکت شوووووووو
هوفی کشید و بالاخره هیون سکوت کرد
و گفت:اوه خسته شدید اقای
سـئو سانگ؟
توی دلش گفت:چه عجب بالاخره فهمیدی؟!
و بعد لبخندی زد و با صدای نسبتا ارومی گفت:نه البته که نه!
فقط به نظر شما آقا ی هیونگ جون دیر نکردن؟
همین موقع بود که صدای تق تق در اومد و بعد هیونگ جون و کیو یونگ سنگ وارد شدن
سئو از جاش بلند شد و لبخندی زد و با اونها سلام کرد
هیونگ هم دستش رو جلو اورد و
سئو سانگ محکم دستشو فشرد و گفت:از اشنایی با هاتون خوشیختم آقای کیم هیونگ جون!

هیون هم با لبخند به اون دو نفر نگاه میکرد و گفت:آقای
سئو سانگ تازه به این اداره اومدن و یکی از بهترین پلیس های این شهر هستند.
و برای کار کردن روی این پرونده
حاضر شدن بهمون کمک کنن.
سئو :شما به من لطف دارین آقای کیم .
و بعد به هیونگ جون نگاه کرد و گفت:خوشحالم که باهاتون کار میکنم
هیونگ جون :منم همین طور.یونگ سنگ هم سرشو تکون داد و کیو لبخندی زد

___________________________




[ چهارشنبه 13 فروردین 1393 ] [ 09:55 ب.ظ ] [ mona_ss ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه