تبلیغات
*´¨`*•♥• TS-SOSO&ATENA-STORIES •♥•*´¨`* - secret murder s2 teaser+ep:01

*´¨`*•♥• TS-SOSO&ATENA-STORIES •♥•*´¨`*

★•♥• .!!گر خداوند ارزویی را در دلت نهاد بدان توانایی رسیدن به ان را در تو دیده است!!★•♥• .

پرتاپ یک گلوله

هدف کیست؟

علت چیست؟

آیا همه چیز به انتقام ختم میشود؟

آیا نیرویی برای مقابله با انتقام وجود دارد؟

شعله های سوزان  انتقام

با چه چیزی خاموش خواهد شد؟؟

آیآ مرگ فقط میتواند آن را خاموش کند؟؟!





آشنایی با داستان :

شیر آب رو باز کرد و صورتش رو زیر آب گرفت

به ایینه خیره شد ...

لبخندی ترسناکی زد و گفت:بالاخره وقت انتقامه کیم بوم و هیونگ منتظرم باشید.!

از دستشویی بیرون اومد و

به طرف اتاقش رفت

اتاقش یاد اور خاطرات خودشو برادرش "لی جون کی" بود

چاقوشو برداشت و توی جیبش گذاشت دو تا اسلحه شو توی جیب کت و شلوارش فرو کرد

جلیقه ی ضد گلوله ش رو پوشید

و عینکش رو روی چشمش گذاشت .

هیونگ :یونگ سنگ ؟پس کجایی تو ؟دیرمون شد!

یونگ سنگ :وایساااا الان میام دیگه

هیونگ :آهی کشید و گفت:بیا بابا خوشگلی .

تو ام مارو کشتی با اون ایینه ت

کیو در حالی که خمیازه میکشید به سمتشون اومد و گفت:سلام کجا میرین؟

یونگ سنگ:خوب معلومه ...مثه این که این هیون دوباره چن تا پرونده دستش اومده

ما رو خبر کرده

کیو:منم میام

یونگ سنگ :پس زود باش

کیو سرشو تکون داد و به  اتاقش رفت.

هیونگ زیر لب :یکی باید به خودت بگه زود باش

یونگ سنگ:هیونگ چیزی گفتی؟

هیونگ :هان ؟نه !نه!

++++++++++++++++++++++++++++

سوار ماشین گرون قیمتش شد

با خشکی و جدیت همیشگیش گفت:

برو به این آدرس و کاغذ رو به سمت راننده گرفت

و ماشین راه افتاد

+++++++++++++++++++++++

هیون به صندلی تکیه داده بود. دستاشو پشت گردنش حلقه کرده بود و

پاهاشو روی میز انداخته بود

و به آهنگی که از موبایلش پخش میشد گوش میداد

که در اتاقش باز شد و جونگمین خودشو داخل اتاق انداخت...

هیون با این حرکت جونگمین از روی صندلی روی زمین افتاد

و در حالی که با دستش سرشو می مالوند گفت:جونگمیننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن!

جونگمین با خنده:هههههههه چه قدر باهال افتادی کاش دوربینی چیزی  دستم بود

ازت فیلم میگرفتم.

هیون:ساکت شوووووو جونگمین نا سلامتی تو از من دستور میگیری!

جونگمین دستشو روی دهنش گذاشت تا نخنده

هیون به سختی بلند شد و روی صندلی نشست

و پاهاشو روی میز انداخت و گفت:

چی میخوای بگی؟زود باش بگو و برو

دارم اهنگ گوش میدم.

--------------------------------------------
بچه ها اگه خواننده ی جدید هستید فصل قبلی رو بخونید وگرنه از موضوع داستان سر در نمیارید
تیزر:
مراقب باش
.
.
.
شعله های سوزان انتقام
.
.
.
ممکن است تو را در برگیرد
.
.
.
و بدان:

تاریکی و مرگ نزدیک است
.
.
حتـــــــــــــــی نزدیـک تر از تو به تو!




طبقه بندی: (داستان)secret murder،

[ دوشنبه 11 فروردین 1393 ] [ 12:20 ب.ظ ] [ mona_ss ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه