تبلیغات
*´¨`*•♥• TS-SOSO&ATENA-STORIES •♥•*´¨`* - secret murder 09

*´¨`*•♥• TS-SOSO&ATENA-STORIES •♥•*´¨`*

★•♥• .!!گر خداوند ارزویی را در دلت نهاد بدان توانایی رسیدن به ان را در تو دیده است!!★•♥• .

سلام !^^
چطورین!؟
من که سرما خوردم دارم میمیرم اینم به زور گذاشتم
بدویین ادامه ولی آب قند یادتون نره
http://five-prince-of-korea.mihanblog.com
حتما به این وب بالاییه سر بزنین
;) پشیمون نمیشین
کلی داستانای جدید منتظرتونه :)


انچه خواندید:

پدرم بهم نگاه کرد و سرشو به نشونه ی مثبت تکون داد

مرد خشاب اسلحه شو کشید و گفت:زود باش

با گریه گفتم:نه من نمی تونم

اما در اخرین لحظه وقتی اون مرد میخواست مادرمو بکشه چشمامو بستمو چاقو رو توی شکم پدرم فشار داد

و اشکام روی بدن بی جون پدرم ریختن

مرد چاقو رو ازم گرفت و به بدن پدرم ضربه زد روی زمین افتادم و گفتم:بسه بسههههههههههه اما فایده ای نداشت...


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
صدای آژیر ماشین پلیس سکوت خیابونو شیکست
ولی قاتل نبود اون فرار کرده بود...
...................
یونگ سنگ خوابش نمیبرد برای همین بلند شد تا یکم اب بخورده
که هیونگ رو روی مبل دید ...

هیونگ داشت با موبالش حرف میزد
هیونگ:"خب چرا الان؟"
_:...
هیونگ:"باشه وایسا پرنده رو پیدا می کنم میارم برات"
_:...
هیونگ:"خواهش می کنم"
یونگ سنگ در حالی که دستش بطری اب بود یکم از اب بطری رو خورد و
بعد کنار هیونگ نشست ...
هیونگ گوشیشو روی میز گذاشت و به یونگ سنگ نگاه کرد
یونگ سنگ:چیزی شده؟
هیونگ:یکی از دوستای قدیمیم بود اونم پلیسه زنگ زد بهم گفت پرونده ای که قبلن روش کار میکردم رو براش بیارم
یونگ سنگ:"این موقع شب؟"
هیونگ:"اره میگه لازم داره... "
یونگ سنگ:"خب میخوای منم باهات بیام؟"
هیونگ :"نه خودم میرم فقط سوییچ ماشین دست تو ا"؟
یونگ سنگ :"اره  " و از جیبش سوییچ رو در اورد و به هیونگ داد
یونگ سنگ:مراقب خودت باش ...تند رانندگی نکن"
هیونگ :"باشه مرسی "
و هیونگ رفت توی اتاقش تا پرونده رو برداره ...
هیونگ:اه بین اینهمه پرونده من چطوری پیداش کنم اخه؟
بعد کلی غر غر لبخندی  از روی رضایت روی لبش نشست
پرونده رو توی دستش گرفت و گفت:بلخره پیداش کردم
از اتاق بیرون اومد و مشغول مرتب کردن ورقه های لای پرونده بود
که با کیو برخورد کرد
کیو پخش زمین شد و گفت:یاااا هیونگ ...!
هیونگ نگاهشو از ورقه ها گرفت و به کیو داد و نیشخندی زد و
گفت:ا کیو تو چرا بیداری
کیو سرشو خاروند و  بلند شد و گفت:خوابم نمیومد خب ..بلند شدم یکم راه برم
ک جنابعالی منو پخش زمین کردی..!
هیونگ نیشخند دیگه ای زد و گفت:خب ندیدمت دیگه من برم دیرم شده//


کیو:کجا میری؟
هیونگ:خونه ی دوستم
کیو:خب با این لباسا..؟؟
هیونگ به سر و وضع خودش نگاه کرد ...


هیونگ:راست میگیا برم لباسامو عوض کنم
کیو: اه برو تا ابرومونو نبردی...
هیونگ بعد اینکه لباساشو عوض کرد ...
و پرونده رو برداشت بیرون رفت و سوار ماشین شد...
نیم ساعتی توی راه بود ...
که بلخره به خونه ی دوستش رسید ...
ماشینو پارک کرد و زنگ خونه شونو زد..
دوستش بلافاصله در و باز کرد و
سلام کرد ...
هیونگ:سلام بر دوست قدیمی...
کیم بوم:سلام هیونگ خوبی؟خبری از ما نمیگیریا
هیونگ:بابا سرم شلوغ شده ...به یه پرونده خوردم پدرم در اومد{ببخشید دوستان هیونگ گفت دیگه}
کیم بوم خواست چیزی بگه که صدای جیغی از خونه شون اومد
با ترس برگشت و داخل خونه رو نگاه کرد
****************
هیونگ:کیم بوم؟چیزی شده؟
کیم بوم:هیسسس
هیونگ چاقوشو از جیبش در اورد و و به کیم بوم نگاه کرد
با نگاهش به کیم بوم فهموند که سرجاش وایسه..
کیم بوم به هیونگ نگاه کرد
اما وقتی نگاه مطمعن هیونگ رو دید ساکت شد
و سرجاش وایستاد
هیونگ اروم گفت:اگه تا 10 دیقه ی دیگه
نیومدم به پلیس زنگ بزن
و با قدمایی اروم خودشو به طبقه ی بالا رسوند..
پشت در وایستاد
صدای یه مرد میومد که میگفت:انتخاب کنین کدومتونو بکشم؟؟؟
هیونگ اروم در و باز کرد
اره اون کسی که دنبالش بود رو گیر اورده بود
نباید این فرصت رو از دست میداد..
در یه حرکت ماهرانه ای خودشو به پشت سر قاتل ه رسوند و چاقو رو توی پای چپ اون فرو کرد ...
و بعد خیلی سریع اسلحه رو از دست قاتل گرفت و
روی پیشونی اون گذاشت
و خشابشو کشید
نقاب قاتل مانع دیدن صورتش میشد ...
نقاب رو از روی صورت قاتل برداشت
نصف ضورت قاتله سوخته بود
قاتله پوزخندی زد و گفت:به به جناب هیونگ
میدونی الان دوستام پیش یونگ سنگ رفیق قدیمیت هستن؟؟؟
و دارن با هم خوش میگذرونن؟؟
هیونگ : دروغ میگی..
_:خوش گذروندن که نه ...یونگ سنگ الان زخمیه زخمیه می تونم چهره شو تصور کنم........
هیونگ:دستاش شل شد و قاتل از این فرصت استفاده کرد و اسلحه رو از دستای هیونگ قاپید ...
_:هههههههه خیلی زود باوری ...





طبقه بندی: (داستان)secret murder،

[ سه شنبه 13 اسفند 1392 ] [ 07:14 ب.ظ ] [ mona_ss ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه